به نام خداوندی که شادی را آفرید
بعد از هماهنگی با دوستان و گرفتن بلیط اتوبوس برای گرگان. روز چهارشنبه بعدازظهر به اتفاق برادرم و دوستان عزیز ( مجید عابدینی- کسری دزفولیان- مجتبی مکتوبیان- مهیار شکری ) به ترمینال صفه رفتیم و بعد از جند دقیقه اتوبوس آمد و دوچرخه ها را در صندوق اتوبوس گذاشیم و سوار شدیم.
صبح روز پنج شنبه ساعت ۹ به گرگان رسیدیم و بعد از مونتاژ چرخ ها به سوی ناهار خوران گرگان رفتیم. مکانی بسیار زیبا و دیدنی. از گرگان تا ناهارخوران ۱۲ کیلومتر سربالای بود که خیلی دیدنی بود بعد عبور از ناهارخوران و نرسیده به زیارت برای صبحانه توقف کردیم . به علت این که مقصد اصلی ما گرگان نبود نمی خواستیم که توقف زیادی داشته باشیم و قرار شد که بعد از صبحانه و کمی استراحت به طرف ساری حرکت کنیم.
مجید عابدینی - مجتبی مکتوبیان


بعد عبور از بندر ترکمن و بندر گز به کردکوی رسیدیم و به رستوران جوجه طلایی رفتیم و ناهار خوردیم و به طرف بهشهر حرکت کردیم و شب را در بهشهر سویت گرفتیم .به نوبت همه حمام رفتیم و برای شام به پیتزا پیتزا رفتیم .
مجید - خودم - بهنام - مهیار


صبح روز جمعه بعد از خوردن صبحانه بهشهر را به مقصد ساری ترک کردیم و به کمک نقشه از ساری به جویبار و سپس به بابلسر رسیدیم . شب را در بابلسر ویلا گرفتیم و بعد از حمام به رستوران رفتیم .

غروب بابلسر

روز شنبه بعد از خوردن صبحانه و تاخیر ساعت ۱۱ بابلسر را به مقصد محمودآباد ترک کردیم . ناهار را در محمودآباد مهمان مهیار شدیم ( شیرینی چرخش ) و به طرف نور حرکت کردیم و جاده لذت بردیم . بعد از رسیدن به نور ویلا گرفتیم و استراحت کردیم و به حمام رفتیم و به اتفاق دوستان کافه میکس درست کردیم و به ساحل رفتیم خیلی زیبا بود. دریا در شب جلوه متفاوتی نسبت به روز را نشان می داد و این موضوع در تنهایی بیشتر نمایان می شد . با نگاه کردن بی وقفه به امتداد دریا حس عجیبی به سراغم می آمد . ترکیبی از ( ترس و اشتیاق )
ساحل محمود آباد ( بهنام - مجید - کسری - مهیار - مجتبی )

ساحل نور - بهنام - خودم - کسری - مهیار

صبح روز یک شنبه از نور به طرف چمستان حرکت کردیم منطقه ای توریستی و دیدنی بنام ( جنگل و سد خاکی مخزنی آلی مالات چمستان ) منطقه ای بکر و سرسبز و در عین حال دارای مسیر کراس .بعد ار رسیدن به منطقه توریستی و کمی استراحت به اتفاق کسری به گشت زنی پرداختیم و مسیر سربالی کراس را رکاب زدیم تا حدی که عرق از صورت من روی تنه دوچرخه می چکید و لذت فراوانی داشت که قابل توصیف نیست در حال صعود از چشمه ای زیبا عبور کردیم و جنگل بان آلی مالات را هم دیدیم و سپس به طرف دوستان برگشتیم بعد از خوردن کلوچه و چایی به طرف نوشهر حرکت کردیم
جنگل و سد خاکی مخزنی آلی مالات ( چمستان )

گروه راسخ

در مسیر نوشهر یه جنگل سی سنگان رسدیم و توقف کوتاهی در آن داشتیم و از جاذبه های طبیعی آن هم استفاده کردیم ظهر بود که به نوشهر رسیدیم و خیلی گرسنه بودیم به کبابی حسن رشتی رفتیم و دلی از اعزا در آوردیم ( نمی گم چکار کردیم برای اینکه خیلی گرسنه بودیم ) ماست مخصوص و چلو کباب لذیذی داشت. بعد از خوردن ناهار به طرف چالوس حرکت کردیم و در چالوس بلیط اتوبوس دوشنبه ظهر به مقصد اصفهان را خریداری کردیم برای شب ویلا گرفتیم و طبق معمول بعد از حمام برای خوردن شام از ویلا بیرون آمدیم و به پیتزا تورنج چالوس رفتیم که واقعا عالی بود و خیلی چسبید البته مهمون بهنام بودیم ( شیرینی چرخش )
صبح روز دوشنبه بعد از خوردن صبحانه به ساحل رفتیم و در آب شنا کردیم . آب خیلی تمیز بود و صیادان در حال صید بودن بعد از شنا حمام کردیم و کوله برگشت به اصفهان را بستیم

حدودا ۵۰۰ کیلومتر رکاب زدیم و روزهای به یاد ماندنی را تجربه کردیم